تبليغاتX
ققنوس

 
چگونه در مدرسه بنویسد علم بهتر است یا ثروت؟یادش بخیر اون روزا توی کلاسای انشاء هر سال

ردخور نداشت که معلم فارسی موضوع انشاء

علم بهتر است یا ثروت رو مطرح نکنه

و ما هم سعی می کردیم تو ده خط بگیم علم بهتره

یا ثروت و به نتیجه ای هم نمی رسیدیم .

حالا بعد گذشت سالها هنوز هم موندیم

علم بهتر است یا ثروت؟

نظر شما چیه؟

+ تاريخ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 نويسنده سحر |


15:34

babat hameye irad haei ke toye in up mibinin mano bebakhshin....saram vaghean shologhe az in bishtar nemitonestam....

inam faghad baraye in bod ke dar kenar shoma dost haye azizamm va mataleb fogholadaton baraye eid ,manam ye khat khati haei karde basham....

az lotf hameye shoma dost haye golam ke be man dashtin mamnoonam...omidvaram dar sal 91 ham kenar ham bemonim va behtarin lahze ha ro ba ham begzaronim...

 

+ تاريخ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 نويسنده سحر |


16:57
خدایا حكمت قدمهایی را كه برایم بر میداری آشكار كن تا درهایی را كه به سویم
میگشایی ندانسته نبندم و درهاییكه به رویم میبندی به اصرار نگشایم......
+ تاريخ جمعه دوازدهم اسفند 1390 نويسنده سحر |

مادر


22:24
 

آدما تا وقتی کوچیکن دوست دارن برای مادرشون هدیه بخرن اما پول ندارن.
وقتی بزرگتر میشن ، پول دارن اما وقت ندارن.
وقتی هم که پیر میشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر ندارن!...

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 نويسنده سحر |

قطره بارون دلم  

 خلوت زندون دلم  

 لیلای بی پریای من 

   گریه مجنون من

ابر کبود من تویی 

   بود و نبود من تویی 

  مهر سجود من تویی 

وای به روزگار من   

 هوا تویی نفس تویی  

 لحظه ی پیش و پس تویی  

عاشق در قفس منم ای دل بی قرار من 

گریه منم ابر تویی درد من صبر تویی بارش بی وقفه منم ای دل بی قرار من 

خبر ببر به عشق من به عشق من خدای من 

عاشق دیدار منم محو پدیدار تویی 

خسته و بیمار منم عشق تویی یار تویی 

+ تاريخ یکشنبه سیزدهم آذر 1390 نويسنده سحر |
آيا ميدانستيد که: در مجسمه هايي که براي يادبود سربازها ميسازند:
اگر 2 پاي اسب بالا باشد آن سرباز در ميدان جنگ کشته شده.
اگر 1 پاي اسب بالا باشد سرباز بر اثر جراحات ناشي از جنگ مرده.
اگر 4 پاي اسب روي زمين باشد آن سرباز به مرگ طبيعي مرده



 


ادامه مطلب
+ تاريخ جمعه هشتم مهر 1390 نويسنده سحر |


19:28
 

                                                     

 japanese cartoon 2

پیری برای جمعی سخن میراند.

لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.

او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.

او لبخندی زد و گفت:

وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،

پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟

گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید.                              

+ تاريخ سه شنبه یازدهم مرداد 1390 نويسنده سحر |


11:18

خب این روزا همه از امتحانات و سختی ها و بدبختی هاش صحبت میکنن. من که خودم در  رکاب دوستان همکلاسی و با لطف ایزد منان و فرشته های تقلب رسان (برگه های در جیب جاسازی شده) یکی یکی از پس امتحانا برمیام. گفتیم یه دوتا عکس بذاریم که ملت در این روزا شاید یکم بخندن. اولیش که یه دانشمند قرن بیست و یکی تشریف داره و دومی هم یه استاد مهربون با یک گزینه که مورد علاقه ی همه ی دانشجو هاست !



+ تاريخ سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 نويسنده سحر |

 

ادامه مطلب
+ تاريخ چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390 نويسنده سحر |


21:57
شبي پسر كوچكي يك برگ كاغذ به مادرش داد . مادر در حال آشپزي بود دستهايش را به حوله تميز كرد و نوشته ها را با صداي بلند خواند پسر كوچولو با خط بچه گانه نوشته بود :
صورتحساب:
تميز كردن باغچه 500 تومان
مرتب كردن اتاق خواب 500 تومان
مراقبت كردن از برادر كوچكم 1000تومان
بيرون بردن سطل زباله 500 تومان
نمره رياضي خوبي كه گرفتم 500 تومان
جمع بدهي شما به من 3000 تومان
مادر به چشمان منتظر پسرش نگاهي كرد و چند لحظه خاطراتش رو مرور كرد

سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب پسرش اين عبارت را نوشت :
بابت سختي 9 ماه بارداري كه در وجودم رشد كردي ، هيچ
بابت تمام شب هايي كه بر بالينت نشستم و برايت دعا كردم ، هيچ
بابت تمام زحماتي كه در اين چند سال كشيدم تا تو بزرك شوي ، هيچ
بابت غذا ، نظافت تو و اسباب بازيهايت ، هيچ
و اگر تمام اينها را جمع بزني خواهي ديد كه هزينه عشق واقعي من به تو هيچ است.
وقتي پسر آن چه را كه مادرش نوشته بود را خواند ، چشمانش پر از اشك شد و در
 حالي كه به چشمان مادرش نگاه ميكرد قلم را برداشت
و زير صورتحساب نوشت :
قبلا به طور كامل پرداخت شده.

+ تاريخ سه شنبه سی ام فروردین 1390 نويسنده سحر |